|
راز دوستي
و همراهي در کونگ فو توآ
هرچه بر سر انسان
آمده و او را از راه تکامل و تعالي باز داشته منيت، خودخواهي و
خودستايي اوست
از اينروست که در
کونگ فو توآ که مي گوييم طريقت دانايي است مي گوييم من تو ما
تا زماني که من و تو
تبديل به ما نشود همراهي معني پيدا نمي کند
همراه سليمي يکي از همراهان طريقت دانايي
مي باشند که در نظر آباد مشغول تدريس کونگ فو توآ به همراهان مي باشند
که چند باري تشريف آوردند و ما در
خدمتشان بوديم و يک بار هم به اتفاق چندي از همراهان معبد نظر آباد
تشريف آوردند که با هم تمرين مشترک داشتيم و بعد هم تبادل تکنيکي
و بحث هاي مختلف در مورد کونگ فو توآ و ....که بين همه همراهان رابطه
دوستي و صميميت ايجاد شد.
ما نيز براي پاسخ به اين دوستي و همراهي
به اتفاق تعدادي از همراهان به نظر آباد رفتيم که با استقبال گرم
و صميمي راهدان صالحي( ايشان کونگ فو توآ را نزد راهدان حسن مدني
آموختند) و همراه سليمي و ديگر همراهان که قبلا در خدمتشان بوديم و
حالا ديگر با هم آشنا بوديم روبرو شديم که شرمنده اين همه محبت و
صميميت گشتيم.
بعد از کمي نرمش دسته جمعي همراهان هر دو
معبد به اجراي تکنيکها پرداختند و بعد هم تعدادي از همراهان با هم
مبارزه سايه انجام دادند، تنها چيزي که در اين جو صميمي يافت نمي شد
مني و تويي بود و همه ما بودند و يکي.
بعد هم همراهان به رسم يادبود و يادگاري
با هم عکس گرفتند و در پايان هم با هم ديگر به تبادل نظر در مورد
تکنيکها و موارد گوناگون پرداختند.
اميدوارم که همراهان طريقت دانايي اين
رسم زيبا را که باعث ايجاد صميميت و همدلي و انگيزه در بين همراهان مي
شود را به دست فراموشي نسپارند
من و ديگر همراهان اعلام
آمادگي مي کنيم که در صورت تمايل راهدانان و همراهان عزيز با هم
تمرينات مشترک داشته و تبادل نظر کنيم و معتقد هستيم که معابد کونگ فو
توآ متعلق به همه همراهان طريقت دانايي مي باشد و معبد ما و شمايي وجود
ندارد مگر نه اينکه مي گوييم:
سياره زمين دانشکده
انشاء تن و روان
محکوم نمودن ويژه نامه
کژراهه روز نامه جام جم در مورد بنيانگذار کونگ فو توآ
روز نامه جام جم در اسفند ماه 86 ويژه
نامهاي تحت عنوان تاملي در عرفانها و شبه عرفانهاي دروغين چاپ نمود
که در آن مطالبي در مورد بنيانگذار کونگ فو توآ بيان داشتند که در زير
تصوير آن مقاله را مي توانيد ببينيد و با کليک کردن روي آن، تصوير را
بزرگتر ديده و بخوانيد.
معمولا مردم انديشمندان و متفکران زمان
خود را درک نميکنند، سالها بايد بگذرد تا به بزرگي و عظمت آنها پي
ببرند.
در طول تاريخ مي بينيم که گاها به اين بزرگان تهمت هايي مانند کفر و
... هم روا داشته اند، همچون ابوعلي سينا، گاليله و ...
متن قابل تامل زير مقاله دوست عزيم آقاي يوسف رامز ميباشد که در جواب
ويژه نامه کژراهه و آن مقاله کذايي نوشتهاند.
"آقاي يوسف رامز
يکي از راهدانان دلسوز و پر تلاش طريقت دانايي مي باشند."
بنام آنکه جان را فکرت آموخت
بنام خداوند عادل و بينا، بنام خداوندی که انسان را خلق کرد و به خود
آفرين گفت و آن را خليفه خود بر روي زمين قرار داد.
چندی پیش ویژه نامه ای در روزنامه ی جام جم منتشر شد که اینجانب وظیفه
ی خود دیدم که به عنوان جوينده حقیقت (نه به عنوان یک راهدان یا کونگ
فو کار متعصب) چند خطی را به عنوان نقد آن مجله بیان کنم. در آن ویژه
نامه که در اسفند ماه سال 86 منتشر شد ، به معرفی برخی از شیادان
پرداخته شده و از برخی خرافات که در جامعه ی امروزی ما وجود دارد نام
برده شده بود که این چیز تازه ای در جامعه ی ما نیست. در پی معرفی برخی
از شیادان اعتراف آنها نیز بیان شده بود که خود موضوعی جالب میباشد.
ولی در مورد مقاله ی پرفسور پیتزا فروش که به نظر ميرسد به عمد در اين
مجموعه آورده شده بود تا رنگ آنها را به خود گيرد مسئله کمی تغییر کرده
و به سوالات و شبهاتی برمی- خوریم که در زیر به آنها اشاره خواهم کرد.
البته پیشاپیش از نویسنده ی آن مقاله تشکر می کنم که:
<<بسی ممنونم از دشمن که پیش دوست هرساعت
بدم
می گوید و می آردم هر لحظه در یادش>>
نقدی در مورد چارچوب مقاله:
در تمام دنيا معمول است، مقاله ای که نوشته می شود نام نویسنده
یا نماینده ی گروه تحقیقی به همراه منبع مورد استفاده ذکر شود. تا
خواننده به مستند و معتبر بودن مقاله اعتماد کند خصوصا در مورد
زندگينامه و افکار افراد خاص که مورد توجه مردم هستند که در اين مورد
نمي توان فقط به بيان نقل قولها اکتفا نمود و يک طرفه به قاضي رفت که
نه شرط عدالت است و نه جوانمردي، و اين نوع مقاله نويسي ارزشمند نخواهد
بود.
<< عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت >>
در مقاله مذکور هيچ مدرکي ارائه نشده و در صورت وجود مدرک، منبع و
ماخذ آن ذکر نگرديده است. از نویسنده ی مقاله بايد پرسيد:
شما که آنقدر برای یک برگ کاغذ ارزش قائلید و می گویید مدرکی دال بر
پرفسور بودن آقای میرزایی نیست ، بفرماييد با چه سندی میگویید آقاي
ابراهیم میرزایی ادعای پیامبری و امام زمان بودن کرده است؟ کدام سند ؟
کدام مدرک؟
شاید این القاب را مردم از روی عدم آگاهي و جهل به او نسبت داده اند.
آیا سندی موجود است که ایشان این موضوع بيان را
کرده باشند؟ شاید دشمنان شخصی ایشان از روی کینه به دروغ چنین القابي
را به ايشان نسبت دادند. آیا سخن چند نفر که شاید از مخالفان او بودند
سند محکمی است؟ در حالي که با همين مخالفان او وقتي کمي بحث و گفتگو
مي کني بغض ميکنند و جملگي به علم، سخنوري، قدرت و فيزيک بدني بالاي
استاد خود اعتراف ميکنند و مي گويند اگر ايشان برگردنند ما باز هم پشت
سر او خواهيم بود.
در مقاله آمده "بدلیل جثه کوچکي که داشته احساس حقارت ميکرده است و
...." که با گفته قبلي تناقض دارد که ذکر شده بود "... او از همان
ابتدا که وارد ارتش شد، آموزش کاراته را از فردي که در آمريکا اين فنون
رزمي را فرا گرفته بود آغاز کرد و در سال 1350 با موافقت ستاد نيروي
زميني ارتش شاهنشاهي به چين رفت و پس از طي آموزشهاي رزمي و به دست
آوردن نشان سنتي هفت پيکر و دکتراي افتخاري در مهارتهاي رزمي رشته کونگ
فو به کشور مراجعه و آموزش تکاوران را به عهده گرفت و پس از سفر به
تايلند و امريکا با ارائه فيزيو لوژي انرژي انسان موفق به کسب عنوان
پروفسوري مي شود....." آیا شخصی که دورههاي رزمي خاص را در کشورهاي
مختلف گذرانده و نشانهاي مختلف آنها را بدست آورده و آموزش تکاوران
(پادگان نوهد که مخفف نيروهاي ويژه هوابرد ميباشد) را به عهده گرفته
مي تواند به دليل جثه کوچک احساس حقارت داشته باشد؟
در مورد فیلم یمی (یم می) شما خود بر اين باوريد که همراهان
آقای میرزایی این فیلم را ساخته اند. پس باز هم شما از خود آقای
میرزایی سندی ندارید. استناد اينکه آقای ابراهیم میرزایی دستور ساخت
کشتی را به شخصی داده است چيست؟ آن هم در سال 71؟ از کجا معلوم که قصد
تخریب آقای میرزایی نبوده است؟
راجع به اعلامیه های ضد حکومت صحبت کرده اید. چه مدرکی وجود دارد که
ایشان دستور چنین کاری را داده اند؟ تازه بعضی از مطالب آن اعلامیه ها
گفتههاي 30 سال پیش آقاي ميرزايي ميباشد که از آنها سوء استفاده شده
است .بعيد نيست عدهاي بخواهند از نام و شهرت او سوء استفاده نموده و
از محبوبيت او برای اهداف شیطانی خود استفاده کنند. چه مدرکی وجود دارد
که آقاي ابراهیم میرزایی از آنها حمایت کرده است؟
در جاي ديگر مقاله ذکر شده "2 سال هيچ خبري از او نبود ومشخص شد وي در
این مدت 2 سال به شغل چوپاني مشغول بوده است" من صحت و سقم اين موضوع
را نميدانم ولي به فرض که چوپانی می کردند. آیا از نظر شما چوپانی کار
زشتي می باشد؟ همه ميدانيم که چوپاني از شغل انبياء بوده و فکر و
انديشه انسان در خلوت و انزوا پالايش يافته و به جوشش وتعالي دست پيدا
مي کند نه در پشت ميز رياست و اداره.
باز هم ذکر شده "که ابراهیم میرزایی در سال 56 به ملارد کرج عزيمت
و با تکميل ساختمان نيمه کاره خود، آنجا را به بيمارستان فيزيولوژي
انساني تبديل و مبادرت به درمان بيماران نا علاج نموده و..." آيا
ميشود بدون علم و آگاهي و تواناييهاي لازم بيماران ناعلاج را درمان
نمود، اگر علم ايشان را زير سوال ببريم در پيش عوام کار ايشان به جز
معجزه چه چيز ديگري ميتواند باشد و شايد برخورد عوامانه و عدم درک و
باور تواناييهاي متافيزيکي ايشان باعث شده تا القابي همچون امام زماني
و پيامبري به او نسبت دهند.
من نميدانم که شما از چه روي بدون انصاف و ناجوانمردانه در مورد ايشان
قضاوت نموديد، ولي در هرصورت از شما سپاسگزارم که در مقاله خود خواسته
يا ناخواسته به بعضي از سوالات همراهان در مورد آقاي ميرزايي پاسخ داده
و شک آنها را به يقين تبديل نموديد از جمله بيمارستان فيزيولوژي انساني
و درمان بيماران ناعلاج و دوره هايي که ايشان در کشورهاي مختلف
گذرانده، زيرا چندي پيش نيز شخصي در مقاله خود ادعا ميکرد که ايشان
اصلا از ايران خارج نشدهاند چه رسد دورهاي ديده باشند.
عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد
من از شما مي خواهم که با انصاف و بدون غرض ورزي به اين موضوع
فکر کنيم که کونگ فو توآيي که آقاي ميرزايي بنيان نهاده و در جهان
شناخته شده هم اکنون چند صد هزار همراه دارد؟ چند صدهزار نفر را بسوی
ورزش کشانده است؟ چند هزار نفر را از اعتیاد و تفریحات ناسالم دور نگه
داشته و تحویل جامعه داده تا به کشور خود خدمت کنند؟ چند نفر افتخار
آفرین در مسابقات مختلف جهانی پرورش داده است؟ چند بار باعث سرافرازی
ورزش ایران در جهان شده است؟
در آخر از دوستان خواهشمندم که بدون شنیدن حرف هر دو طرف و ارائه ی
سند و مدرک کسی را متهم نکنند. نه فقط آقای میرزایی ، بلکه هر انسان
دیگری. چون قضاوت کار آسانی نیست. بنظر بنده نقد کردن ایشان و یا هر
شخص دیگری یک امر طبیعی است. ولي شايسته نيست کسي را با گمان و بدون
دليل و مستندات متهم بسازيم. چون تهمت و تخريب افراد از گناهان کبیره
است.
هدف من از اين مقاله دفاع متعصبانه از آقاي ميرزايي نبوده بلکه بيان
واقعيتها بوده آن هم از ميان نوشته هاي شما، بايد پذبرفت که برخی از
شاگردانش او را مافوق انسان می دانند و بعضی از منتقدانش او را فردی
شیاد، ولي به نظر من ايشان نيز يک انسان هستند مانند همه ما ولي نابغه،
که داراي نبوغ خاصي مي باشند. من نميخواهم از
ايشان تعريف نموده و عرض اندام نمايم زيرا که
:
مادح خورشيد مداح خود است
مردم اگر خود با انصاف به قضاون بنشينند حقايق را آشکارا خواهند يافت
و در عصر تکنولوژي و اطلاع رساني نمي توان حقايق را براي مدت طولاني
پنهان ساخت .
در پايان براي همه مردم شريف ايران زمين در تمام نقاط اين کره خاکي
آرزوي سلامتي و بهروزي دارم.
يوسف رامز
ما نمی پوشیم عیب خویش، اما
دگران عیب ها دارند و از ما جمله را پوشیدهاند
ننگها دیدیم اندر دفتر و
طومارشان دفتر و طومار ما را، زان سبب پیچیدهاند
(پروین اعتصامی
اردو مشترک با
تني چند از همراهان راهدان اکبري
روز جمعه با هماهنگي قبلي که با راهدان
اکبري صورت گرفته بود به کوههاي باغستان کرج رفتتيم( البته تعدادي از
همراهان ايشان نتوانستند بيايند که يکي از دلايل دوري راه بود که بايد
از رباط کريم ميآمدند). ابتدا کمي کوه پيمايي کرديم وبعد نرمش،
بدنسازي و مبارزه به صورت سايه ادامه تمرين بود. بعد هم در جوي کاملا
صميمي در کنار جوي آب توسط خانم حسين پور پذيرايي مختصري صورت گرفت.



ديدار با دو تن از
اساتيد کونگ فو توآي قزوين، راهدان هادي عسگري و راهدان خليل ميرزايي
پنجشنبه يکم تيرماه به اتفاق راهدان
اکبري به قزوين براي ديدن دو تن از راهدانان کونگ فو توآ رفتيم. ابتدا به
کلاس راهدان هادي عسگري رفتيم و با هم تمرين کرديم و بعد هم به کلاس
راهدان خليل ميرزايي که اقاي اکبري قبلا پيش ايشان کار کرده بودند
رفتيم. از اينکه ميديم هنوز راهداناني هستند که با سن بالا ( ننويسم
کهولت سن) با همراهان خود دوش به دوش تمرين مي کنندو عرق مي ريزند لذت
بردم و به آينده کونگ فو توآ اميدوار تر شدم البته من بارها گفته ام که
اکثر راهدانان و همراهان شهرستاني بسيار زحمت کش هستند ولي بعضي مواقع به
علت سادگيشان فريب آقايان پر زرق و برق تهراني را ميخورند و
مورد سو استفاده آنها قرار مي گيرند. براي اين دو راهدان عزيز آرزوي
تندرستي و موفقيت مي کنم .
ديدار با
راهدان
روح اله معين الدين
قبلا فقط يکبار ايشان را در آزموني که
فدراسيون برگزار کرده بود ديده بودم که مسئول مايانه بودند. ولي چند
باري مصاحبه ايشان را در جرايد مطالعه نموده بودم. مدتها بود که جز
برنامه هايم قرار داده بودم تا روزي از نزديک ايشان را ملاقات نمايم،
تا اينکه مدتي پيش در فروشگاه ورزشي با يکي از همراهانشان آشنا شدم و
آدرس کلاس ايشان را گرفتم و بلاخره روز سه شنبه سي ام خرداد به کلاس
ايشان در ايرانپارس مجموعه ورزشي منظر رفتم. بر روي نيمکت نشسته بودم که
ايشان تشريف آوردند و آقاي "رهي دوستيان" که باهم دوست شده بوديم
و همراه راهدان بودند مرا معرفي کردن و ايشان نيز با خوشرويي از
ما استقبال نمودند و من هم با اجازه ايشان لباسهاي کونگ فو ي خود را
پوشيدم، هنگام تعويض لباسها ديدم که ايشان کت سرخ پوشيدند که من واقعا
شرمنده شدم و اجازه خواستم که کت خود را عوض نمايم که ايشان مانع شدند
و من بيشتر شرمنده شدم و واقعا پيش خود گفتم ايشان هم با اين سن و سال
و تجربه کت سرخ بپوشند من هم؟ من آخرين نفر صف ايستاده بودم که
متوجه شدم راهدان به اولين نفر صف که ارشد کلاس بود يواشکي گفت برو به
(اشاره به من) به آن شخص برس. به طوري که من اولين نفر صف قرار گرفتم
... که بعد از کلي نرمشهاي سنگين و فشرده کمي هم ضربات دست و پا کار
کرديم. در پايان استاد کمي درباره تاريخچه پيدايش کونگ فو توآ صحبت
نمودند و کلاس به پايان رسيد. بعد از خداحافظي از راهدان همراهان ايشان
مرا به اصرار تا مسيري رساندند. در بين راه خانه اخلاق خوب و پسنديده
راهدان مرا مشغول خود کرده بود و مرتب به خود مي گفتم که چقدر راهدان،
وارسته و فرهيخته بودند. همچنين وفادار به کونگ فو توآ و استاد خويش
..... اميدوارم که جامعه ما بيشتر به اين گونه راهدانان نمونه بها
دهد تا آقاياني که بيشتر زرق و برق دارند و.... براي راهدان معين
الدين آرزوي تندرستي و بهروزي مي نمايم.
آموزش کونگ فو توآ
در دانشگاه امام صادق (ع)
مدتها بود که بعضي از کارکنان دانشگاه
پيشنهاد مي دادند که کلاس آموزش کونگ فو داير کنم ولي من شرايط
را مناسب نمي ديدم، تا اينکه مدتي پيش شرايطي پيش آمد و من حدود سه ماه
کامل نرمش صبحگاهي و آمادگي جسماني با کارکنان کار کردم. دراين مدت
تعدادي از همکاران با ديدن بهبود وضعيت جسمانيشان که حتي براي بعضي از
آنها مشکل حاد نيز از قبيل کمر درد، زانو درد و ...به علت بي تحرکي و
خمودي و... پيش آمده بود پيشنهاد دادند تا کونگ فو نيز آموزش دهم.
که به صورت رسمي آموزش کونگ فو توآ را از يک ماه پيش آغاز نمودم و
استقبال خوبي هم شده و همکاران با جديت و پشتکار (با وجود مشکلات
و زمان کوتاه ورزش و سن بالا که اکثرا بالاي سي سال مي باشند و بعضي ها
هم در حدود چهل و چهار سال) در کلاس شرکت مي کنند و باعلاقه تمرين ها را
انجام مي دهند. اميدوارم که بتوانم قدمي مثبت در راه سلامتي اين عزيزان
و هم وطنان ديگرم بردارم.


|